Monday, May 23, 2011

یک پیشنهاد

بازم یه ایمیل دیگه که بنظرم خوندنش واجب اومد. این متن رو چند بار خوندم و به فرستندش تبریک گفتم. جالب این جاست که همه ی ما این مطالب رو از حفظیم. تو مهمونیا و بعد عرق و ترق میشینیم دور هم غر میزنیم و همین حرفا رو میگیم اما تهش پا مونو که از در میذاریم بیرون میشیم همون آدم با همون رفتار تهوع آور.

تند گفتم؟ بهتون بر خورد؟ خب خوبه یعنی هنوز سیب زمینی نشدین که عین خیالتونم نباشه. پس یه تکون به خودتون بدین شاید یه چیزایی عوض شد.
اصل مطلب رو مطابق با ایمیل اینجا میذارم. فقط امیدوارم پای عرق و ترق و غر غر نباشن که اینم بره قاطی حرفای کلثوم ننه ای و فراموش یشه.






2 comments:

Serdan said...

خوب بود، تنها به شرطی که روی سخنش به ما نباشد

The Angry Brown Man said...

روی سخن من به شخص خاصی هست و نیست. مطمئنن شخص خاص تو نیستی ساقی جان.